محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
664
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( دجن ) « لهم من الصّدقة . . . الدّاجن » ( 113 ) : الدّواجن يعنى دامهايى چون گوسفند و جز آن كه در خانه ، پرورش يافته باشند . ( 2 ) ( درّ ) « لا يحبس درّكم » ( 91 ) درّ يعنى شير ؛ ولى در اينجا دامهاى شيرده در نظرند و منظور پيامبر ( ص ) آن است كه آنها را نزد گردآورندهء زكات نخواهند برد و از چراگاه ، بازشان نخواهند داشت . چرا كه از اين راه ، به دامها زيان خواهد رسيد . ( 3 ) ( درء ) « درأ عنكم بالبيّنات » ( 237 ) : درأ يعنى دفع كرد . از اصلهاى فقهى است كه « الحدود تندرء بالشّبهات ( 38 ) » ( 4 ) ( دسع ) « ابتغى دسيعة ( 39 ) ظلم » ( 1 ) : الدّسع به معنى پرداخت و بخشش است . ابن منظور گفته : « در سخن از نامهء وى ميان قريش و انصار آمده است : و إنّ المؤمنين المتّقين أيديهم على من بغى عليهم ، أو ابتغى دسيعة ظلم ، يعنى به ناروا و ستم ، چيزى از مردم بخواهد » . نيز جايز است كه منظور از عبارت بالا اين باشد كه وى از راه ستم ، بخششى از مؤمنان بخواهد . ( 5 ) ( دعو ) « أدعوك بدعاية الإسلام » ( و در روايتى : داعية الإسلام و در روايتى ديگر : دعاء اللّه ) ( 22 ، 26 ، 56 ) : دعاه به : آن را به وسيلهء او معرفى كرد ؛ وى را به آن تشويق كرد . داعية همچون عافية و عاقبة ، مصدر است . « و جعل داعيتهم و رائدهم ، سلمان الفارسىّ » ( 307 ) : آنچه از اين عبارت به دست مىآيد اين است كه داعيه در اينجا به معنى داعى است كه كار اجتماع و برخاستن و به راه افتادن ، در دست اوست . ( 6 ) ( دعة ) ( بنگريد « ودع » ) . ( 7 ) ( دفأ ) « لنا من دفئهم و صرامهم ما سلّموا بالميثاق » ( 113 ) : دفء به معنى نسل چهارپايان و فراورده و شير مىباشد و نيز سودى است كه از شير به دست مىآيد . ( 8 ) ( دلّ ) « إيّاك أن تدلّ به عمل ( 302 ، 310 ) دلّ بشىء يعنى به آن باليد . « دلالة المسلم » ( 333 ) ؛ « على أن ينصحوا و يدلّوا » ( 334 ، 336 ) دلالة : راهنمايى و روشن كردن راه است . ( 9 ) ( دلو ) « فافهم إذا أدلى إليك » ( 327 ) إدلاء به معنى حجّت و دليل آوردن است . « الدّالية » ( 110 / ج ) : يعنى دلو و چرخ آب . ( 10 ) ( دمى ) « الدّم الدّم ، الهدم الهدم ( 40 ) » ( * / د ) : هرگاه شما به خونخواهى برخيزيد ، من نيز بر خواهم خاست . نيز هرگاه از آن ، چشم بپوشيد و به دنبال آن نباشيد ، من نيز از آن ، چشم خواهم پوشيد . ( 11 ) ( دوى ) « يدوّون بالقرآن إذا جنّ عليهم اللّيل دوىّ النّحل » ( 311 ) : دوىّ النّحل : آواز زنبور